تبلیغات
ـــــگـ*ــلــبــرگــ آبــیـ*ــــــ - ღاسپانیاگردی باجوادنکونامღ
ـــــگـ*ــلــبــرگــ آبــیـ*ــــــ

♥=9+33+1

اسپانیا گردی با جواد نکونام

اینجاخیلی شبیه ایران است


عاشق اسپانیا

همیشه قبل از اینکه به اروپا بروم لیگ اسپانیا را خیلی دوست داشتم.همیشه دوست داشتم به فوتبال اسپانیا بروم.فوتبالی که آنجا بازی می شود طوریست که همه تیم ها واقعا فوتبال بازی می کنند.می خواهد تیم پایین جدول باشند یا بالای جدول همه یک فوتبال با کیفیت ارائه می کنند.برای خودم خیلی جالب بود که در  این لیگ در هر سطحی بازی کنم.چون تیم هایی را که فوتبال بازی می کنند دوست دارم.مثلا شما انگلیس را ببینید آنجا یک فوتبال قدرتی و سریع بازی می کنند ولی بیشتر کیفیت را در تیم های بالای جدول می بینید.من شخصا فوتبال تکنیکی را به فوتبال قدرتی ترجیح میدهم.

پامپلوناو شمال ایران

پامپلونا شهری که من در آن ساکن هستم در شمال اسپانیا واقع شده است.شهری که در زمستان روز های خیلی سردی دارد حتی سرد تر از تهران.فرقش در این است که پاملونا نزدیک دریاست و هوا مرطوب تر است کمی مثل شمال خودمان.شهر حدود 40 دقیقه از دریا فاصله دارد.

ایرانی های پامپلونا

بزرگ ترین مشکلم کوچک بودن شهر و غریبه بودن من بود.مشکلی که در اوایل اقامتم در اسپانیا خیلی اذیتم می کرد.من در تهران زندگی کرده بودم و پامپلونا فقط200هزار جمعیت دارد.اما بعدا به این شرایط عادت کردم و  حالا خیلی راحتم.در پامپلونا ایرانی های خیلی کمی هستندیک خانواده هستند با یک مادر و پسر ودخترش و آقایی است که خانمش اسپانیایی است و دانشجویی که تازه به این شهر آمده است.البته من و مسعود شجاعی هستیم.شهر کوچک است اما از نظر تاریخی وفرهنگی خیلی شهر مهمی ست.مثلا مشهورترین مسابقات گاو بازی در این شهر برگزار می شود.نقاط تاریخی زیادی دارد وقابل مقایسه با شهرهای کوچک ایران نیست.

مهمانی با طعم کباب

آشپزی یاد گرفته ام و غذایی می پزم و میخوریم البته نه آن طوری که فکر کنید.ولی خیلی چیز هادرست می کنم.مرغ و برنج و همه چیز.یکی از همسایه های مسعود شجاعی به یکی از بچه های تیم گفته بود همیشه از خانه اینها بوی غذای خوب می آید.دعوتش کردیم و یک کباب مهمانش کردیم خوشش آمده بود.


سریال هارا میبینم

معمولا یکی دوقسمت سریال هارا در مدتی که به ایران می آیم می بینم.باتوجه به این که به اسپانیا برمی گردم سریال را از شبکه جام جم خواهم دید و کلی هم فیلم و سریال می گیرم که باخودم ببرم و آنجا ببینم.


ارتباط با خانواده و دیگران

ارتباطم با هنرمندان آنقدر نیست.با امیر جعفری دوست هستم با یوسف تیموری و چند نفر دیگرو البته با پوریا پورسرخ.ولی در عوض با خیلی از بچه های فوتبال ارتباط دائمی دارم.در تیم ملی باشم یا نباشم مثلا با مهدی مهدوی کیا وحید هاشمیان مهدی رحمتی ستار زارع حمید رجبی رودباریان و خیلی های دیگر.ولی وقتی اسپانیا هستم هرروز تلفنی با خانواده ام صحبت می کنم.

 

یک همسر ایرانی

سال اول تنهایی پیرم کرد ولی بعد دوستش داشتم.وقتی تنهایی به همه چیز فکر می کنی.یکی از این فکر ها هم ازدواج است.مطمئنا دلم نمی خواهد یک همسر خارجی انتخاب کنم.و حتما انتخابم یک همسر ایرانی خواهد بود اما درباره جزئیاتش ترجیح میدهم فعلا حرف نزنم!

سفر به شهرهای دیگر

برای مسابقات فوتبال همراه تیم اوساسونابه چند کشور از جمله فرانسه انگلیس آلمان ایتالیا و شهر های دیگر اسپانیا رفتم.البته من پیش از آمدنم به اسپانیا هم همراه تیم ملی به برخی از کشور های اروپایی سفر کرده بودم.هر شهری جذابیت های خاصی دارد و دیدنی ها و ویژگی های خاص.

خرید در تعطیلات

اگر تمرینات مان تعطیل باشد چون علاقه زیادی به خرید دارم در شهر می چرخم خرید می کنم.صحبت با دوستان و خانواده ام در ایران هم یکی از برنامه ها هرروز من است.اگر شب تلویزیون فوتبال پخش کند می بینم و بعد هم می خوابم.اصولا دیر نمی خوابم چون همان طور که گفتم باید صبح زود از خواب بیدار شوم.


شاهکار اصغر فرهادی

راستش داشتم مراسم اسکار را نگاه می کردم و مدام گوشم را تیز کرده بودم که نام ایران را بشنوم.وقتی این جایزه به فیلم کشورمان رسید و اسم اصغر فرهادی و نام ایران را شنیدم از خوشحالی اشکم در آمد.نمی دانید وقتی در غربت هستید و می بینید یک هموطن این طور افتخار آفرینی می کند چه قدر به خودتان و ایرانی بودنتان افتخار می کنید.این حسی بود که من در لحظه شنیدن اسم فیلم فرهادی داشتم فیلم جدایی نادر از سیمین در سینماهای پامپلونا اکران شده بود.شهر ما شهر خیلی بزرگی نیست و خیلی از مردم شهر با من برخورد داردند و خیلی هاشان در باره فیلم و کارگردانش از من می پرسیدند.

جشن عجیب سن فرمین

در طول فستیوال سن فرین شهر پامپلونا از شهری آرام به شهری پر ازدحام و پر از گردش گران که از نقاط مختلف جهان برای تماشای فستیوال آمده اند تبدیل می شود.جشن دویدن گاوهای خشمگین در کوچه های باریک شهر هر روز ساعت 8 صبح شروع می شود و حدود 5 دقیقه ای ادامه پیدا می کند.اما جشن و شادی تا ساعات آغازین روز بعد ادمه پیدا می کند.در کل جشن بسیار عجیبی است.چون کلی مصدوم روی دست می گذارد!


   

دنبال ماشین نیستم

من کلکسیون ساعت دارم چون عاشق ساعت هستم.ماشین هم دوست دارم اما به دنبال ماشین و خانه نبودم.دوست داشتم بهترین بازیکن زمین باشم و این طوری مردم مرا ببینند نه در یک ماشین شیک و گران قیمت خودنمایی کنم.

هم تیمی های خوب

از همان ابتدا هم تیمی هایم به من کمک کردندتا با شرایط خو بگیرم.همیشه در کنارم بودند و فضایی را به وجود آوردند که احساس کنم یکی از آنها هستم.در این تیم بسیار راحت هستم.در این تیم راحت هستم و همین راحتی باعث شده تا بتوانم خودم را در تیم ثابت کرده و پیشرفت داشته باشم.


برنامه ریزی دقیق

من حدود ساعت 8 صبح از خوانبی بیدار می شوم.صبحانه می خورم و باید برای ساعت 10:30در باشگاه باشم.بعضی روزها البته خیلی زودتر و گاهی یک ساعت دیرتر از هم بیدار شده ام اما به طور معمول در این ساعت که گفتم بیدار می شوم.حتی گاهی اوقات صبحانه را همراه با اعضای دیگر تیم در باشگاه خورده ام.ساعت11:30تمرینمان شروع می شود.پس از تمرین اگر مشکلی مثل مصدومیت برایم به وجود آمده باشد برای مداوا در باشگاه می مانم وگرنه ظهر به خانه برمی گردم تا نهار بخورم.نهار را هم اغلب از بیرون سفارش می دهم چون فرصت غذا ذرست کردن ندارم.خواب ظهر بخش مهم زندگی من است چون به خاطر شرایط زندگی حرفه ای ام هر روز مجبور هستم صبح زود از خواب بیدار شوم و بعد از ظهر هم در تمرین حاضر باشم به همین خاطر ظهر ها حتما استراحت می کنم.

فوتبال خانوادگی

فوتبال اسپانیا تا حدی متفاوت از سایر کشور هاست.بانوان عاشق فوتبال هستند.دیدن خانواده ها و بچه ها در استاددیوم های اسپانیا کاملا پذیرفته شده و طبیعی است.این در حالی است که در انگلیس و فرانسه و بقیه کشور ها فوتبال به عنوان یک ورزش مردانه شناخته می شود.


رسوماتی شبیه خودمان

من خیلی رسومات و اخلاق مردم اسپانیا را دوست دارم.ارزش ها و نوع زندگی شان خیلی شبیه به کشور خودمان است.به نظرم پامپلونا شهر بسیار جذابی است و مردم فوق العاده مهربانی دارد.


 

پرچم ایران را بیاور

زبان اسپانیایی ام خیلی بهتر شده خواندنش که کاری ندارد فهمیدنش هم  راحت است.فقط حرف زدن برایم کمی مشکل است.در بازی اوساسونا و رئال پرچم ایران را می توانستی دست اسپانیایی ها هم ببینی.خیلی ها می گویند پرچم ایران را بیاور ما می خریم.

مردم خون گرم اسپانیا

مردم اسپانیا دقیقا برعکس آلمانی ها هستند.آلمانی ها در دنیا معروف به نظم و کارسخت و با برنامه ریزی هستند در صورتی که اسپانیایی ها چنین نیستند.آنها خوش گذران و خونگرم هستند و البته مردمی با محبت.

 
منبع:مجله ماهانه مکث


      قالب ساز آنلاین